قبل از هر چیز ایام شهادت جانسوز بانوی دو عالم، دخت گرامی پیامبر رحمت و مودت (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س) را تسلیت عرض میکنم.
دیشب خیلی دیر مطلع شدم که دانشجویی با خوردن مقداری قرص اقدام به خودکشی کرده است. من البته به رسم معمول نمیتوانم مشخصات و دلایل این اقدام را توضیح دهم چون که کماکان معتقدم مسایل شخصی مردم، مربوط به خودشان است و دیگران در صورتی حق دارند از آن مطلع شوند که خود آن فرد بیاید و توضیح بدهد. من با این وصف فقط میتوانم در حد دو سه جمله ی زیر توضیح دهم و بیشتر از این نمیتوانم بگویم.
مسئول مرکز مشاوره دانشجویی میگوید: خشم اگر به درون بریزد موجب افسردگی میشود و اگر به بیرون بریزد به صورت پرخاشگری بروز میکند. من نتیجه میگیرم که آدمهای خیلی خشمگین، یا در نهایت به خودشان آسیب میزنند و یا به دیگران (و یا به هر دو). امام موسی ابن جعفر علیه السلام اسوه و الگوی بسیار عالی و کاملی برای کنترل خشم و عصبانیت است. از این روست که آن حضرت را کاظم میخوانند. بیایید از این اسوه های عالی اخلاق اسلامی برای دنیا و آخرت خود درس بگیریم و بهره ببریم.
ولی طبیعی است که این موضوع از فردا بهانه به دست یک عده ای خواهد داد که بدون کسب اطلاعات دقیق بروند و یک سری مطالب و تحلیلهایی هم بنویسند و منتشر کنند. مثلاْ خیلی ممکن است که باز هم بنویسند که مقصر اصلی در این حادثه کمیته انضباطی و شخص آقای شمس نجفی است. خب چه میتوان کرد. وقتی که نقدها غیر منطقی و شامل دروغهای واضح بشود، طبیعی است که راه اصلاح نه تنها باز نمیشود بلکه بسته تر هم میشود. ما همه معتقد به اصلاح اموریم. چه کسی است که ادعا کند که همه چیز در بهترین وضع ممکن است؟ تا امام زمان (عج) قدم بر چشم ما نگذارد، هیچ چیز در بهترین وضع ممکن قرار نخواهد گرفت. ما همیشه باید دنبال این باشیم که وضع موجود را بهتر کنیم. نقد منصفانه و سازنده یکی از اولین و بدیهی ترین راههای اصلاح امور است. مواظب باشیم که با نقدهای غیر منصفانه و مبتنی بر اخبار ضعیف یا غلط، راه اصلاح امورات کشورمان را ناهموار نکنیم.
عده ای هم به احتمال قوی خواهند نوشت که علت این اتفاقات، عدم وجود شادی و امید، و افسردگی زیاد دانشجویان این دانشگاه است. سنجش متغیرهایی چون شادی، امید، غم، افسردگی، و امثال اینها آنقدر ساده و عامیانه نیست که هر کسی بتواند در خصوص آن نظر بدهد. بد نیست کسانی که خود را اهل اندیشه و قلم میدانند سری به مرکز مشاوره دانشجویی بزنند و از آمار واقعی و نتایج تحقیقات علمی که در سطح کشور انجام شده خبری بگیرند و نقدهای منصفانه بنویسند. باز هم تاکید میکنم که هیچ چیز در کمال مطلوبش نیست و همه چیز را میتوان بهتر کرد. اما خوشبختانه دانشگاه سیستان و بلوچستان علی رغم موقعیت جغرافیایی سخت، و علی رغم جذب دانشجویانی با رتبه های علمی پایین تر (نسبت به بسیاری از دانشگاههای کشور) و علی رغم امکان کمتر برای جذب اساتید و پژوهشگران (نسبت به بسیاری از سایر دانشگاههای کشور)، و علی رغم مشکلات فرهنگی خاصی که در این منطقه هست و طبیعتاْ روی فرهنگ کار و مدیریت در دانشگاه اثر مستقیم دارد، در سطح مطلوبی از نظر مسایل فرهنگی قرار دارد. در ارتباط با مسایل روانی هم، گزارش مستند کشوری داریم که آماره های مربوط به دانشگاه سیستان و بلوچستان در تمام موارد از سطح متوسط دانشگاههای کشور بالاتر است.
دلیل دیگری که باز ممکن است عده ای حول آن قصه سرایی کنند، مشکلات و فقر اقتصادی است. شکی نیست که کشور ما از نظر اقتصادی هنوز مراحل توسعه را طی نکرده و هم فقر و گرسنگی وجود دارد و هم فاصله طبقاتی. این هم البته یک دلیل میشود برای خشم که آدمهایی که ایمان ضعیف تری دارند و از این بلیه رنج میبرند یا در نهایت خودزنی خواهند کرد و یا دیگر زنی. به هر حال من وظیفه خود میدانم دوستان و دانشجویان عزیز را دعوت کنم به رعایت آبرو، حقوق و احوال شخصیه دیگران. بیاییم از ترویج شایعات در خصوص افراد جلوگیری کنیم. این موارد هر یک ممکن است عاملی برای خشم بشود. و خشمی که کنترل نشود نهایتاْ ممکن است منجر به ایجاد مشکلاتی برای خود یا دیگران بشود. اما اینها را دستمایه برای نام بردن و باز کردن پرونده دوستان دانشجوی خودمان نکنیم.
در عوض بیایید دست در دست هم تلاش کنیم برای ساختن فردا. فردایی سبز و پر از امید و نشاط.