ديروز مراسم توديع و معارفه مسئول دفتر نهاد برگزار شد. حاج آقاي محمديان، نماينده مقام معظم رهبري در دانشگاهها، هم از تهران آمدند و در اين مراسم يك سخنراني كوتاه و قشنگي ايراد كردند. يك تمثيلي به كار بردند در ارتباط با پست و رياست و نگاهي كه مردم به مسئولين دارند كه نقلش براي اهل عبرت، درسآموز است. اگر شما در مشتتان گردويي داشته باشيد و تمام مردم گمان كنند كه آنچه شما داريد يك گوهر گرانبها است، آيا گردوي شما تبديل به گوهر خواهد شد؟ و بر عكس، اگر در مشت خود گوهري داشته باشيد و تمام مردم گمان كنند كه شما گردويي در مشت داريد، آيا آن گوهر تبديل به گردويي كم بها خواهد شد؟ مطمئناً نه. پس چگونه ميتوان دل خوش كرد به پست و رياستي كه به اندازهي آب بيني بز هم نميارزد، حتي اگر تمام مردم هم گمان برند كه پربهاترين كالاي عالم است؟ و اين است كه مولايمان حكومت را بي ارزشتر از آب بيني بز و لنگ كفشي پاره و فرسوده ميداند، مگر اين كه با آن بتوان احقاق حق نمود. بیایید مواظب باشیم که نگاه و رفتار مردم و تعریفها و تمجیدهایشان مایه گمراهی و انحرافمان نشود.
ايشان در ادامه سخنش، اشارهي جالبي به نگاه كاريكاتور داشتند كه من را ياد واژهي اسلام كاريكاتور انداخت كه چندي پيش آقاي سيد حسن خميني در جايي گفته بودند. (الان دقيقاً عبارتهاي ايشان و منبع خبر يادم نيست ولي مضمونش چنين بود). در كاريكاتور بخشي از تصوير به عمد بزرگنمايي و بخشهاي ديگر كوچكنمايي ميشود. مثلاً دماغ فرد خيلي بزرگ رسم ميشود و تاكيد تصوير فقط روي همان دماغ است. (توي پرانتز از اهل فن سئوال كنم كه اگر كسي واقعاً زشت بود ومثلاً خودش شكل يك كاريكاتور بود، از روي تصويرش چگونه كاريكاتوري ميشود رسم كرد؟ آيا رسم كردن يك تصوير زيبا از يك آدم زشت هم كاريكاتور ناميده ميشود؟)
بحث اسلام كاريكاتور را ميخواستم بازخواني كنم كه از آقاي سيد حسن خميني نقل شده. ميفرمايد (نقل به مضمون) در اسلام كاريكاتور بخشي از اسلام خيلي بزرگنمايي و ساير بخشها كوچكنمايي ميشود. براي مثال اسلامي كه در آن، عزاداري يك ركن اصلي و اساسي نمايانده شود به گونهاي كه ساير وجوه آن مثل علمجويي، محبت به مردم، انفاق و زكات، و . . . كم جلوه گردد. چنين نمايي از اسلام، يك نما و تصوير واقعي نيست، بلكه يك كاريكاتور است. مواظب باشيم كاريكاتورها (ي هر چند زيبا و جذاب) جاي تصاوير واقعي را نگيرند.
ديروز نشريه دانشجويي انديشه آزاد به خاطر انتشار سلسله مطالبي كه به ادعاي مدير مسئولش طنز بوده است، ولي به نظر حقير پر از مطالبي بود كه مصاديقي از تحقير، استهزا ، هتك حرمت وحيثيت، و نسبتهاي توهينآموز بود، با راي اكثريت اعضاي كميته ناظر بر نشريات به توقيف از انتشار به مدت شش ماه محكوم شد. اميدوارم كه نشريات دانشجويي متوجه رسالت خويش بوده، و در راستاي تبيين ارزشهايي گام بردارند كه موجب تعالي كشور عزيزمان شوند. در حاشيهي دفاعيات مدير مسئول مزبور (البته مدير مسئولي كه مطالب در زمان وي منتشر شده بود)، وقتي كه ايشان در توضيح علت به كاربردن واژههاي مورد ادعاي مدعيالعموم، به قرآن استناد كردند كه در قرآن هم به بعضي از افراد كلماتي چون حمار خطاب شده، ياد سخنراني يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در سالها قبل افتادم كه در جايي، بعد از سخنراني كوتاهي گفته بود كه ترجيح ميدهد به جاي سخنراني به سئوالات مردم پاسخ دهد. بعد كه با چندين بار اصرار ايشان و مجري جلسه هيچكس سئوالي نپرسيده بود، ايشان گفته بود كه اي مردم سئوال كنيد. از من بپرسيد كه جوابتان را بدهم چون كه خود خدا در قرآن گفته: ادعوني استجب لكم!