امروز مراسم تودیع و خداحافظی حاج آقا انصاریان، مسئول محترم دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، و معارفهي مسئول جدید این دفتر، حاج آقای پورذهبی، برگزار خواهد شد. البته حاج آقای انصاریان هم کماکان در دانشگاه حضور دارند؛ و البته کماکان مسئولیت دفتر نهاد نمایندگی در دانشگاه آزاد زاهدان هم بر عهدهي ایشان هست. به هر تقدیر دوران کوتاه هم نشینی با حاج آقای انصاریان در جلسات و برنامههای مختلف، دوران خوبی بود. آرامش حاجی در سخن گفتن، و صبر و متانتش در برابر آن چه که بعضاْ به جریان میافتاد و مطابق تشخیص و میلش نبود، درس آموز بود و هست. امید است در هر سنگری که هست توفیق خدمت روزافزون نصیبش شود و ما را هم از دعای خیرش بیبهره نگذارد. از حاج آقای پورذهبی چیز زیادی نمیدانم و فقط دعا میکنم که در این مسئولیت سنگینی که بر عهده گرفتهاند از توفیقات روزافزون الهی بهرهمند باشند.
دانشجویی هم که اقدام به خودکشی کرده بود به سلامت نسبی دست یافت و از خطر مرگ رهایی پیدا کرد. وي نهایتاْ دیروز، یکشنبه عصر به همراه خانوادهاش عازم شهر و دیار خودش شد تا ضمن همنشینی و همصحبتی با مادر مهربانش برای درمان آنچه از درون عذابش میداد، درمان جسمی خود را نیز ادامه دهد. یک اتفاق ساده و ناشیانه دهها مشکل جسمی برای خودش و چقدر غصه و ناراحتی و زحمت برای دوستان و خانوادهاش درست کرد. امیدوارم که دیگر از این اتفاقات برای هیچکس نیافتد. کسانی که دوست داشتند بحث خودکشی را از ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، روانی، ادبی، طنز، و غیره مورد بحث و بررسی علمي قرار دهند، حالا که دیگر بحث از یک فرد خاص نیست و صحبت مسایل شخصی یا آبروی یک نفر در میان نیست میتوانند بنشینند مقالهها بنویسند و سخنها برانند. ضمناْ در مرکز مشاورهي روانشناختی دانشگاه یک سری مطالب خوب در ارتباط با این موضوع و موضوعات مشابه هست و چند نفر از اساتید خوب دانشگاه در ارتباط با درمان مشکلات روحی افراد کمک میکنند و مشاوره ميدهند. عزیزانی که مشکل خاصی دارند، کوچک یا بزرگ، میتوانند به رایگان از خدمات مرکز مشاورهي دانشگاه استفاده کنند. کاملاْ رایگان. ضمناْ به شما بر نخورد، طبق یک برآورد، از هر چهار نفر ایرانی یک نفر مشکل روانی دارد! يعني مثلاً در دانشگاه ما با اين حساب بايد پنج شش هزار نفر مشكلدار . . . نه آقا يك كلاغ چهل كلاغ شده. ولي حتي اگر يك كلاغ چهل كلاغ هم شده باشد، بالاي صد نفر مشكل دار در دانشگاه بايد داشته باشيم. صد نفر هم نداريم؟ پنجاه نفر كه داريم؟ . . . نه؟ . . . ده نفر چطور؟ . . . يك نفر چطور؟ بالاخره من يا شما ممكن است همان يك نفر باشيم! بهتر نيست همين امروز سري به مركز مشاوره بزنيم كه يك سري آزمايشات از ما بگيرند و مشكلمان را به ما بگويند؟ آدميزاد بيماري خودش را بداند بهتر نيست؟ اگر كسي گفت نه . . . يكي از همان 5000 نفر است.
بیچاره شدهایم با این وضع کرایهي اتوبوسها. خواهش میکنم لطفاْ یک نفر جلوی افزایش قیمتها را بگیرد!