امروز صبح با کلی خستگی حاصل از نداشتن یک تعطیلات نرمال به دفتر کارم رفتم. از همان اول صبح کارهای دانشجویی شروع شد. البته ارباب رجوع زیادی نداشتم. مراجعین البته زیاد بودند ولی تقریباْ همه برای احوال پرسی و تبریک سال نو تشریف آوردند. ارباب رجوعی که کاری از من بخواهد دو سه نفر بیشتر نداشتم. یک جلسه سخت هم همان اول صبح با برو بچه های امور دانشجویی داشتیم برای حل و فصل نگرانیهای ناشی از برنامه جدید غذایی.
امسال را با یک برنامه غذایی جدید شروع کردیم. و البته با چند صد میلیون تومان بدهی به بازار!! صبحانه کماکان مفصل، ناهار هم یک ذره بهتر از قبل (کی بود جوجه کباب و شنیسل مرغ میخواست؟) و اما شام که قبلاْ فقط یک روز در هفته به صورت انتخابی ارائه میشد قرار شد که هر شب انتخابی شود. برنامه غذایی چهار هفته بسته شد و امیدوارم که توان مالی و عملیاتی مان اجازه ادامه این برنامه را به ما بدهد. به هر حال سالی پرکار در پیش روست. امیدوارم دانشجویان خلاق و جوان با طرحهای نو از راه برسند و ما را بمباران ایده و طرح نمایند. امروز پروژه انتخابات شورای صنفی کلید خورد. قرار شد آقای وحیدیان طی همین هفته جدول زمانبندی تبلیغ و اطلاع رسانی برای ثبت نام داوطلبان را آماده کند تا انشاالله طی هفته آینده یا حداکثر دو هفته آینده جمعی از دانشجویان خلاق و فعال در این عرصه وارد شوند و به بهبود خدمات صنفی و رفاهی کمک کنند. به هر حال خوش شانسی ما این است که صدها فکر و ایده نو در اطرافمان هست. فقط باید اکتشاف شوند.
امروز آقای دکتر صالحی ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی هم بازدیدی از فضاهای مختلف دانشگاه و به خصوص درمانگاه و مرکز مشاوره و بعد هم فضاهای سبز و بوستانها، و فضاهای ورزشی و فرهنگی دانشگاه داشتند.
تعمیرات و بازسازیهای زیادی در فضاهای دانشجویی در همین دو سه هفته تعطیلات انجام شده و بعضاْ هنوز تمام نشده است. یک پشته عکس توی موبایلم تل انبار شده که دوست دارم روی همین وبلاگ نمایش دهم ولی متاسفانه کوچک کردن اندازه و حجم عکسها با دانش حداقلی من از این نرم افزارها کمی وقت گیر است. فعلاْ من را معاف کنید. انشاالله یک راهی پیدا میکنم که گزارشات کاری مصور خدمتتان ارائه کنم (شاید جمعه ها).
ضمناْ نمیدانم متوجه شده اید یا نه: در این دو سه هفته ای که کمیته انضباطی تعطیل بود و آقای شمس نجفی
هم در مسافرت راه دور، تخلفات دانشجویی هم به شدت کاهش پیدا کرده و بلکه به صفر رسیده بود!