هوالجميل
من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا
بحريست بحر عشق كه هيچش كناره نيست آنجا جز آن كه جان بسپارند چاره نيست
چهل روز از بازگشت آن يار آسماني گذشت. بازگشتي زيبا و عاشقانه از حضيض خاك به اوج افلاك؛ به ميعادگاه و سرمنزلي كه آرزوي هر خدايي شدهايست؛ و حامد به شهادت گفتار و رفتارش اينگونه شده بود. عروج ملكوتي حامد رجايي، غبار روزمرگي از دلهاي بسيجيان زدود و آرزوي ديرينهي شهادت را در دلهاي خونينشان زنده كرد. خدايا تو خود شاهدي كه در اين چهل روز بر يارانش چه گذشت و چه خونها كه در غم فراق آن آسمانيمرد ثابتقدم گريه نكردند.
آلام اين مصيبت صد البته براي خانوادهي گرانقدر حامد سنگينتر و جانكاهتر است. چگونه ميتوان زهراي كوچكش را ... و مادر داغديدهاش را ... و همسر دلشكستهاش را ... دعوت به صبوري نمود؟ فقط اگر قلم صبوري كند، شايد بتوان كلامي در وصف اخلاق كريمانهاش نوشت. ولي چه نوشتني؟ كه زبان و قلم شرم دارد از اين همه ناتواني در وصف سجاياي اخلاقي و سيرهي عملي آن سردار بسيجي. فقط به اشاره ميتوان چنين نگاشت كه حامد رجايي از پس سالها فاصله با روزهاي عشق و شبهاي شهادت، چون نسيم بهاري وزيدن آغاز كرد و رايحهي دلانگيز بسيجيان و سرداران سالهاي خونين جنگ، رايحهي تواضع در عين رشادت، صبوري در حال شهامت، سكوت در اوج آگاهي، اخلاص در متن بينامي، صلابت در كنه تدبير، و در يك كلام، آسماني زيستن در جمع زمينيان را به همراه آورد. حامد رجايي اصلاً آمده بود تا اينگونه به سوي آشيانهي نخستينش بازگردد و به جمع پرستوهاي مهاجر بپيوندد؛ تا افتخاري به ياد ماندني براي خانوادهها و ياران و دوستانش شود.
آنان كه حامد رجايي را ميشناختند گواهند كه عروجش غير منتظره نبود. حامد رجايي با هدف و سياستي روشن، مسئوليت سنگين بسيج دانشجويي دانشگاه سيستان و بلوچستان را پذيرفته و در طول دوران كوتاه مديريتش شگفتيهاي زيادي آفريد. حجم وكيفيت برنامهها و فعاليتهاي بسيج دانشجويي دانشگاه سيستان و بلوچستان در دوران مديريت اين سردار خستگي ناپذير، شگفت انگيز بود. اين شهيد بزرگوار، آخرين ماموريتش را نيز با آگاهي تمام از خطرات و سختيهاي راه و با شور و عشق وصف ناپذيري بر عهده گرفت. او به تاسي از مقام عظماي ولايت و به استناد استدلالات و تحليلهاي عميق و آگاهانهي خويش كه ريشه در عمق جان و ایمانش داشت، به جد باور داشت كه اعزام دانشجويان و جواناني كه ايام خون و حماسه را از نزديك نديدهاند به كربلاي جبههها، صفا بخش روح و جان، و جلا دهندهي دلهاي خسته و غبار گرفته در كوران روزمرگيها و دنيازدگيهاست.
حامد رجايي جان خويش را آگاهانه فداي اين هدف مقدس كرد، و اين مقامي نيست جز مقام شهدا؛ كه شهادت به تعبير فيلسوف شهيد، آيت الله مطهري، يعني مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس. شهادت دانشجوي بسيجي و ولايتمدار، مداح و ذاكر اهل بيت عليهمالسلام، مسئول رشيد، آگاه، آزاد انديش، متهجد، مدبر، رئوف القلب و مهربان بسيج دانشجويي دانشگاه سيستان و بلوچستان، شهيد حامد رجايي را به محضر مقام عظماي ولايت و رهبري حضرت آيت الله العظمي امام خامنهاي، نمايندهي محترم ايشان در استان، فرماندهي محترم ناحيه مقاومت بسيج استان، رياست محترم دانشگاه، اعضاي محترم بسيج دانشجويي، دوستان، ياران، و بالاخص خانوادهي محترم و گرانقدر شهيد، از صميم قلب تسليت عرض نموده و براي صبوري و متانتشان در برابر اين مصيبت، اجر و پاداش الهي مسئلت مينمايم.
خدايا چشمهايي را كه به حكمتت، در غم فراق اين عزيز، گريان كردي، به لطف و كرامتت، به زيارت جمال نوراني حضرت حجت ابن الحسن(عج) روشن، و دلهاي داغدار ياران آن عزيز سفر كرده، و خانوادهي محترمش را به وصال جان جانان (عج) شاد فرما.
۱- مراسم اربعین شهادت حامد رجایی شب جمعه بر سر مزارش منعقد است. وسیلهی رفت و برگشت از دانشگاه هم برقرار است. ساعت دقیقش را نمیدانم. احتمالاً باید حدود ساعت سه یا سه و نیم عصر حرکت از دانشگاه و حدود ساعت ۵ عصر هم برگشت به دانشگاه باشد. عصر پنجشنبه فراموش نشود.
۲- اعزام دانشجویان علاقمند برای شرکت در برنامه واکسیناسیون فلج اطفال در روز جمعه. همین امروز به امور فرهنگی مراجعه و ثبت نام کنید. پنجشنبه جلسه توجیهی در سالن ورزشی دبیرستان برگزار میشود. جمعه صبح هم تیمهای واکسیناسیون تشکیل و به محل ماموریت اعزام میشوند. کار خیری است که ثواب زیادی دارد. تجربه خوبی هم هست. نوعی تفریح هم حساب میشود. همه جوره خوب است. از دانشگاه علوم پزشکی که این فرصت را به ما دادند تا دانشجویانمان تجربهی جدیدی کسب کنند متشکرم.
۳- جلسه شورای هم اندیشی فرهنگی استان به میزبانی دانشگاه سیستان و بلوچستان و با حضور مسئولین فرهنگی استان هفتهی آینده برگزار میشود. گزارش جلسه را زنده باشم به عرض خواهم رساند. به مدیران و کارکنان ادارهی فرهنگی دانشگاه هم خداقوت و خسته نباشید عرض میکنم.
۴- نانوایی جدید به امید خدا در جنوبیترین نقطهی دانشگاه در حال نصب است. احتمالاً تا دو روز آینده آمادهی راهاندازی خواهد شد. روز و ساعت مراسم افتتاح و راهاندازی آن که معلوم شد همینجا اعلام میکنم. حتماً تشریف بیاورید. جایی که حاجی فاضل میزبان باشد آبمیوه و کیک هم هست. همینجا به مدیران و کارکنان امور دانشجویی خداقوت و خسته نباشید عرض میکنم.
۵- این هفته هر شب در یک گوشه از خوابگاههای دانشجویی یک برنامهی مسابقهی تفریحی مثل طنابکشی، ماستخوری، آب بازی، و امثال اینها به همت مدیران و کارکنان ادارهی تربیت بدنی دانشگاه در جریان است. این فرصت تفریحی را از دست ندهید. هم لذت بخش است و هم جایزه دارد.
خواستم تغییر قالب وبلاگ را امتحان کنم که کنتر وبلاگ خراب شد و مجبور به بازسازی آن شدم. خب قالب نو مبارک! ضمناْ یک عالمه وقت گذاشتم که نظر سنجی راه بیاندازم که انداختم. حالا شما نظر بدهید که من ببینم این نظر سنجی درست کار میکند یا نه. یعنی منظور این که اگر کمیته انضباطی بالاترین نمره را بیاورد یعنی سیستم نظر سنجی درست است!! بعد اگر دیدیم سیستم نظر سنجی واقعاْ درست کار میکند آن وقت میرویم سراغ نظر سنجی های دقیق تر و کاربردی تر.
این مطلب را می خواستم شب عید ارسال کنم ولی مصلحت ندیدم. الان خواستم مطلب دیگری بنویسم باز هم مصلحت . . .
در مورد حامد رجایی مطلب مفصلی نوشته بودم که از آوردنش در اینجا خودداری و به اصرار هاپوتی عزیزم سعی میکنم حال و هوای بارانی خودم را بیش از این به این وبلاگ سرایت ندهم. فقط برای دوستانم علی، محسن، محمد، و دیگر عزیزانی که روزی توفیق درک حال و هوای جبهه ها را داشته اند عرض میکنم که حامد بعد از بیست سال در اولین برخوردش، فضای معنوی جبهه را به دفترم آورد. او یک بسیجی واقعی از همان نوعی که در دهه شصت میشناختیم بود. حامد رجایی کاروانی از دانشجویان را برای زیارت کربلای جبهه ها تحت عنوان راهیان نور به شلمچه برد و در مسیر بازگشت در نزدیکی کرمان در اثر حادثه رانندگی از یارانش جدا شد و به خدا پیوست. اگر شهادت یعنی مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس آن گونه که فیلسوف میگوید، یا اگر آن کس که از خانه اش به سوی خدا هجرت کند و مرگ او را دریابد اجر شهادت برده است آن گونه که عارف میگوید، شهادت گوارای وجودش. و اگر هم به استناد خطابه فقیهان و واعظان چون در جبهه مبارزه با دشمن کشته نشده پس شهید نیست، باز هم یادش در دلهای داغدار بسیجیان و یارانش چون یاد شهدا گرامی و راهش که راه شهدا بود پر رهرو باد.
به هر حال عید نوروز بر همه ی شما مبارک باد. من امروز یعنی درست نیم ساعت پیش برگشتم زاهدان که بعضی از کارهای عقب مانده را انجام دهم و نظارت مستقیمی هم بر روند تعمیرات خوابگاههای دخترانه و نصب نانوایی جدید داشته باشم. برایم دعا کنید.
ابراهیم اسکافی مطلبی در مورد فرهنگ . . . نوشته که اینجا میتوانید بخوانیدش. نقدش را قبول دارم ولی در خیلی از موارد کاری بلد نیستم بکنم. در مورد نیم فاصله و حروف عربی و امثال این موارد که فرموده اند تقصیر از من نیست از بلاگفا است. در خصوص طراحی وبلاگ هم به هکذا. من که طراحی بلد نیستم. این که میبینید طراحی بلاگفا است نه من. اگر برای بهتر شدن این موارد راهی به ذهنتان میرسد که هم ساده باشد و هم وقت از من نگیرد راهنمایی بفرمایید. در خصوص لحن شوخی و جدی بیشتر نظر بدهید. در خصوص اطلاعات بیشتر و عکس مرتبط هم به چشم. سعی میکنم.